سلام عزیزترین انگیزه نوشتنباز ماه رمضان شد و من در کنار حرم فرزند برومندتان
امام رئوف در بغضی غمگین در شبهای قدر و ایامشهادت شماهستم و مثل کسی که دوباره داغدار شده به سر می برمعلی جان مولای ذی الکونیندنیا پیش تو شرمنده است. دنیا پیش فرق شکافته تو سرشکسته و خوار و ذلیل استاقا جان سر و جانم به قدای توخاک بر سر دنیا بعد تودلم را مشکن تو گر رنج بکشی من دچار عذاب الیممو اگر تو گریه کنی من مرگ را از خدا می خواهمچه شود مولا باز بنده نوازی کنی باز سراغمان بیایی با آن نگاه مهربان بزرگوارت ای مظلوم ب
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
ببار باران بار باران بر این خشکیده قبرستانکه آدم سر نمی گیرد دگر از نقش عیاراننه لاله می دمد از خاک نه عطر خوش به گل ماندهنه شیرینی نه فرهادی خری در گل فروماندهزمانه همچنان گرد است بدور خود که می پیچدبه اول می رسد آخر و هی تکرار می گیرد آمان از دست این آدم چنان سر در خم عشرت
نمی گیرد از این تکرار سر یک سوزنی عبرتنمانده در کسی همت نه دیگر در کسی غیرتهمه دنبال خود هستند در این دنیای بی عزت ببار باران ببار باران بر این تاریکی و ظلمتمگر تو رحم فرمایی بشویی سایه وحشتز کشتار همه مردم ز پیر و کودک و
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
ای رئوف مهربان سلطان طوس مولای مابر درت عرض ادب با صد سلام و صد دعاآمدم آقا به پابوست شه والاگوهرجان من قربان تو ای مهربان تر از پدر
تو رضایی از رضا جز از رضا و لطف اومن ندیدم و نبینم ای بهشتی خلق و خو ای سریر ارتضا سلطان علی موسی الرضاای عزیز فاطمه بدرالدجا شمس الضحی مهر ولاصف به صف جمله ملایک بر درت استاده اند عرشیان از فرشیان نور خدا را خوانده اندخاک عنبر بوی تو ریحان باغ احمد استوارث علم علی شاهی به ملک و مسند استبوی جنت می وزد از آن سرا و صحن تو از عطوفت هر چه هست یکسر شده در رهن توای شعاع
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی
سلام مولای غریبمانمولای تنهای طرید آواره مظلوممانمی دانم این روزها دلت خونین تر از همیشه هستمی دانم چشمانت بارانی تر از همه وقتی هستبمیرم برای تنهایی و مظلومیتتبمیرم برای دل پر دردتبمیرم برای دل به خون نشسته اتمن شرمنده هستم مولا ببخش ما راببخش که بدیمببخش که پر گناه شدیمپناه می بریم به خدا که شاید مغضوب علیه باشیمدر شهری که مسجدها را می سوزانندقرآن ها را به آتش می کشندو ما نمی توانیم کاری کنیمدر شهری که با گستاخیی وجسارت به خاندان و پدران کریمت ناسزا می گویند و ما مثل مجسمه ایم و لب مان دوخته
برچسب:
نویسنده: مینا رفیعی